تفویض اختیار واژهای است که همه در مورد آن شنیدهاند، اما تعداد کمی مفهوم آن را بهطور کامل درک کردهاند.
![]() |
تفویض اختیار اساسا یک سبک مدیریتی است که کارکنان شما را قادر میسازد تا
در ارتقای مهارت و افزایش دانش خود بکوشند. یک تعریف ساده از تفویض اختیار
عبارت است از واگذار کردن اختیارات خود به دیگران به صورتی که آنها بتوانند
به طور مستقل عمل نمایند و مسوولیت برخی از کارهای معین شما را بپذیرند.
بدیهی است که اگر کار بهدرستی صورت نگیرد شما بهعنوان مدیر، مسوول خواهید
بود. بهترین راهحل این است که امور را بهگونهای واگذار کنید که کارها
انجام شوند ولی اشتباهی صورت نگیرد. در تفویض اختیار کارهایی که نیاز به
اطلاعات و تصمیمگیری دارند، مدنظر میباشد و کارهای ساده و در حد اپراتوری
موردنظر نیستند. با تفویض اختیار کارکنان شما قادر خواهند بود تا در
موقعیتهای مختلف بدون اینکه به شما مراجعه کنند عمل کرده و تصمیمگیری
کنند.
یکی از راههای تشویق و تقویت منابع انسانی نشان دادن اعتماد از
طریق دادن اختیار به آنها است. تفویض موثر مزایایی را ایجاد میکند که هم
کارمند و هم مدیر از آن بهرهمند میشوند. تفویض مدیران را قادر میسازد تا
بر وظایف مدیریتی خود تمرکز نمایند. اگر کارکنان بدانند که باید پاسخگوی
تصمیمات خود باشند قطعا نحوه انجام کار بهبود یافته و یک عاملانگیزاننده
برای آنان خواهد بود. از سوی دیگر اختیار تصمیمگیری میتواند به عاملی
برای تقویت اعتماد به نفس نیز تبدیل شود. ضمنا تجزیه و تحلیل اطلاعاتی که
مبنای تصمیمگیری قرار گرفتهاند، میتوانند کارکنان را برای مسوولیتهای
بزرگتر آماده سازند. این روش یک کنارهگیری ساده از مسوولیتها نیست، بلکه
باید بهخوبی برنامهریزی شود. وظیفهای که قرار است تفویض شود باید
بهطور واضحی تعیین شده و حد و مرز آن مشخص گردد.
ابهام، تمام مزایای
حاصل از تفویض اختیار را از بین میبرد و کارکنان را در حالت گیج و گنگ
قرار میدهد. تفویض اختیار به این معنی نیست که مدیران دیگر مسوولیتی در
قبال انجام کار ندارند. نظر به اینکه مدیران نمیتوانند همیشه در حال نظارت
بر عملکرد زیردستان خود باشند، باید روشی به کار گیرند تا همواره امور در
نظر باشند و تحت مراقبت ضمنی قرار گیرند.
همیشه این احتمال وجود دارد که
کارکنان مرتکب خطایی در اختیارات تفویض شده شوند و تصمیمات نادرستی اتخاذ
نمایند که برای سازمان هزینه اضافی ایجاد کند. این موضوع مدیران را نگران
میکند چون آنها هنوز مسوول نهایی کلیه تصمیمگیریهای زیردستان خود هستند.
بسیاری از مدیران از انجام دادن کارهایی که خود در زمان مرئوس بودنشان در
آن تبحر داشتند، لذت میبرند. تحت این شرایط آنها نمیتوانند تغییر نقش خود
را بهعنوان مدیر بپذیرند. آنچه مهم است این است که بدون تفویض اختیار
فشار کار و مسوولیت به حدی بر مدیران زیاد خواهد شد که بر عملکرد آنها
تاثیر خواهد گذاشت.
معمولا این سوال مطرح است که چه کاری را واگذار کنیم
و چه کاری را خود انجام دهیم. به این مساله باید نگاه بلند مدت داشت، شما
میخواهید تا آنجا که ممکن است کارها را تفویض نمایید تا ضمن آزاد کردن وقت
خود برای انجام کارهای تخصصیتر، باعث ارتقای توانایی پرسنل خود شوید.
نقطه آغازین میتواند در نظر گرفتن فعالیتهایی باشد که خود شما قبل از
ارتقا یافتن به پست فعلی انجام میدادید، بنابراین یک شخص تازهکار
هماکنون میتواند آن را انجام دهد. وظایفی که شما تجربیات بیشتری در آنها
دارید، بهترین مواردی هستند که شما میتوانید برای دیگران توضیح داده و
آنها را برای انجام دادن آن آموزش دهید. بنابراین شما تجربه خود را بهکار
میگیرید تا اطمینان حاصل کنند که کار به خوبی زمانی که خود آن را انجام
میدادید، انجام خواهد شد. از سوی دیگر، بهتر است اموری که کارکنان شما
تجربه بیشتری در آن دارند به آنها تفویض شوند، البته این به معنای ترک
مسوولیت از جانب شما نیست، بلکه به این دلیل است که آنها در این مورد متخصص
هستند. بهعنوان یک مدیر خوب باید از آنها بخواهید که زمانی را جهت شرح
دادن اقدامات و تصمیمات اتخاذ شده به شما صرف نمایند تا شما نیز در جریان
قرار گرفته و شرایط آنها را درک کنید. تصمیمگیری یکی از وظایف مهم مدیریتی
است که از موارد قابل تفویض مستثنی نمیباشد، اگرچه باید حد و حدود مجاز
این تصمیمات بهطور واضح تعریف شوند.
تفویض باید بهطور تدریجی صورت
گیرد. اگر شما کار بزرگ و ترسانندهای را به کسی واگذار نمایید که احساس
کند از عهده آن بر نمیآید نه تنها آن کار انجام نخواهد شد، بلکه باعث از
بین رفتن انگیزه و اعتماد به نفس او خواهد شد.بنابراین او را به تدریج
آماده نمایید. ابتدا کاری کوچک سپس کار کوچک دیگر در ادامه کار قبلی و
هنگامی که این کار انجام شد، وارد شدن به مراحل بعدی. هر کاری که تفویض
میشود باید به میزانی پیچیدگی داشته باشد تا در شخص ایجاد کشش نماید.
انسان
نیازمند احساس اطمینان است. او نیازمند آن است که باور کند واقعا قادر به
انجام کاری که به او واگذار شده است میباشد. به این منظور او باید اطلاعات
کافی داشته باشد یا بداند که آنها را از کجا بهدست آورد. بنابراین شما
باید دسترسی به اطلاعات لازم را مقدور سازید. این بدان معنی است که شما
باید سیستمی جهت جریان روان اطلاعات ایجاد کنید که حداقل شامل تبادل
اطلاعات منظم بین شما و کارکنانتان باشد تا هریک از کاری که دیگری انجام
میدهد آگاه باشد. همچنین این سیستم باید شامل آگاهکننده در مورد اطلاعاتی
باشد که شما بهعنوان مدیر دریافت کردهاید، چون اگر شما به این اطلاعات
برای انجام کار خود نیاز داشته باشید، کارمندان شما هم در صورتی که کارهای
تفویض شده شما را انجام دهند به آن نیاز خواهند داشت.
زمانی که کاری را
به کسی واگذار میکنید باید از اتخاذ تصمیم در مورد اموری که او قادر به
انجام آنها است خودداری نمایید. ایده اصلی برای این کار این بوده است که
کارمند شما نحوه کار را یاد بگیرد پس برای این کار باید به او جرات داد،
البته او با مشورت در مورد تصمیمات خود با شما احساس خوبی خواهد داشت. اگر
شخص مرتکب اشتباه شد به او بگویید و بهدقت برای او شرح دهید که چرا کار او
اشتباه بوده است. اگر کار و تصمیم او تقریبا درست بود به او تبریک بگویید و
اصلاحات احتمالی را به او پیشنهاد نمایید، اما او را برای تصمیمگیری رها
کنید.
یکی از نگرانیها در مورد تفویض اختیار این است که مدیر به واسطه
تفویض اختیار کنترل امور را از دست میدهد. اگر شما پرسنل خود را با
مثالها و موارد عملی گوناگون بهگونهای آموزش دهید که در شرایط یکسان
همانند شما عمل نمایند، دراین صورت آنها کنترل امور را از جانب شما تمرین
خواهند نمود. بهعلاوه شما که نمیتوانید همزمان چند جا حضور داشته باشید،
ولی آنها میتوانند شاهد و ناظر موقعیتهای مختلف و متفاوتی باشند که
میتواند باعث تقویت کنترل امور شود. به زبان مهندسی اگر شما حقیقتا به
کنترل امور توجه دارید، باید مکانیزمهای کنترلی را طوری طراحی و اجرا کنید
تا قادر باشند، بهطور موازی و اتوماتیک امور را کنترل نمایند.
خطری که
یک مدیر را تهدید مینماید این است که بیش از اندازه در کاری که قصد داشت
مسوولیت آن را به دیگری تفویض نماید، درگیر شود. یک راهکار مناسب برای
اجتناب از این موضوع ایجاد ارتباط از طریق برگزاری جلساتی است که در یک
فضای رسمی صورت گیرد. شما حتی میتوانید او را مجبور نمایید تا فهرستی از
مطالب مهم تهیه نماید تا فقط در صورت لزوم وارد جزئیات شوید.
وقتی شما
کاری را تفویض مینمایید آن کار باید به همان خوبی که شما آن را انجام
میدهید انجام شود، ولی هیچوقت خروجی کار را با انتظارات خودتان نسنجید.
بهتر است در مورد شرایط و استانداردهای مورد استفاده در سنجش خروجی با
کارکنان خود به توافق برسید. با نظارت مناسب میتوانید جلوی اشتباهات را
قبل از اینکه فاجعهای به بار آورند، بگیرید. در صورت بروز خطا از او
بخواهید که اشتباه ایجاد شده را حل و فصل نماید. برای این کار او نیازمند
راهنمایی است؛ بنابراین باید به اندازه کافی احساس امنیت در نزدیک شدن به
شما داشته باشد. در اینگونه موارد شما باید بیشتر بهدنبال یافتن راهحل
باشید تا علت. بهترین حالت این است که او خود راهحلی ارائه نماید، زمانی
که راهحل اصلاحی مشخص شد، میتوانید به علت وقوع بپردازید. هدف شما باید
این باشد که مطمئن شوید:
او مشکل و خطا را فهمیده است.
اطمینان و اعتماد به نفس کافی برای از سرگرفتن کار را دارد.
رویهای را برای احتراز از بروز مجدد خطا پیشبینی کرده است.
پس از زمانی که شما همه چیز را تفویض کردید چه خواهید کرد ؟
شما
هنوز باید وظایف تفویض شده را تحت نظر داشته باشید و به ارتقای کاری پرسنل
خود کمک نمایید تا بتوانند اختیارات خود را به خوبی تمرین کنند. شما نباید
به هیچ وجه وظایف مدیریتی خود را تفویض نمایید. این وظایف شامل سازماندهی،
برنامهریزی، تخصیص منابع، آموزش، ارزیابی عملکرد، انگیزش، ارتقا، تشویق
و.... میباشد. شما باید بهعنوان یک مدیر پیشرفت و اثربخشی گروه کاری خود
را در سازمان بهخوبی ارائه کرده و نشان دهید. اینها وظایفی هستند که شما
میتوانید برای پر کردن وقت خود آنها را بسط دهید. تفویض اختیار مکانیزمی
است که این فرصت را در اختیار شما قرار میدهد.
به لطف اینترنت، شرکتها کنترل بر قیمتگذاری را از دست دادهاند. دراین مقاله به راهکارهایی جهت حلاین مشکل اشاره میشود.
![]() |
شرکتها مایلند نازلترین قیمت را در شرایط خاص همچون نزدیک شدن به تاریخ
انقضا به کالاها و خدماتی مانند رزرو هتل، بلیت هواپیما، مد فصل گذشته و
غذاهای آماده اختصاص دهند.
دلیل عمدهای که شرکتها قادر به تعیین قیمت
بودند، درج قیمت در زیر بستهبندی بود که تا همین اواخر اکثر مردم از آن
اطلاعی نداشتند. پس از برملا شدن موضوع، شرکتها به درد سر بزرگی افتادند.
در حال حاضر مصرفکنندگان با دسترسی بهاینترنت از قیمتها مطلع هستند.
امروزه مصرفکنندگان آنلاین (اینترنتی) فقط خریدار نیستند؛ بلکه منتقد
محصولات، مشاور فنی و مامور کشف فروشهای فوقالعاده هستند. بسیاری از
مردم، از کوپنهای آنلاین و پیشنهاداتی مبنی بر بازپس گرفتن بخشی از وجه
بعد از خرید که در لینک بعضی از سایتها درج شده استفاده میکنند. بیشتر
شرکتها هم تمایلی به رواج گسترده این نوع خرید نداشتند. عدهای هم سراغ
سایتهای حراج میروند. حتی خریداران اقلام گرانقیمتی همچون اتومبیل
میتوانند از امتیازات سایتهای اتومبیل نو و دست دوم بهره ببرند.
به
علاوه با کمک گرفتن از موتورهای جستوجوگر که خدمات مقایسه قیمت (خرید
رباطها) هم نامیده میشود، میتوان از ارزانترین قیمت انواع کالاها آگاه
شد. امروزه خریداران شانس زیادی برای خرید محصولات ارزان قیمت دارند، اما
اگر همیشه اوضاع به این منوال باشد، شرکتها قدرت قیمتگذاری بلند مدت و
سود قابل توجهی را از دست میدهند. در ذیل به هشت راهکاری اشاره میکنیم که
شرکتها میتوانند به منظور محدود کردن افرادی استفاده کنند که در صدد
یافتن معاملات با تخفیف عالی و قیمت مناسب هستند.
1. خریداران در مورد شما چه میگویند؟
خریداران
به طرق مختلف از کاهش قیمتها مطلع میشوند. برخی به دنبال کوپن و
سایتهایی همچون RetailMeNot.com , fatwallet.com هستند که پیشنهادهای خاص
میدهند. بیشتر کاربرانی که از سایتهای حراج مانند Priceline.com و
Hotwire.com استفاده میکنند، ابتدا برای مناقصه و راهنماییهای دیگر به
سایتهای BiddingForTravel.com یا Betterbidding.com سر میزنند. شرکتها
باید اطلاعاتی مبنی بر نحوه سود بردن خریداران از وب سایتها و ترکیب
پیشنهادهای تخفیف یا کوپنها را در اختیار داشته باشند. همچنین راههای
مختلفی همچون لغو یا اصلاح کوپن و سیاست تخفیف برای بیاثر کردن چنین
سوءاستفادههایی وجود دارد. نظر خریداران در مورد شرکت، محصولات و قیمتها
نشان دهنده پایین بودن قیمت است. همچنین نظارت بر فروش آنلاین در زمان
مناسب مفید است. اگر فروش کالایی در ظرف پنج دقیقه صد برابر بشود، باید
جزئیات معامله را بررسی کرد و فروش را تا متوجه شدن دلیل متوقف کرد،
افزایش قیمت هم راه حل مناسبی است.
2. با وجود ایجاد محدودیت، سعی در جلب مشتری داشته باشید
هدف
هر یک از پیشنهادهای فوق صرفا حذف تخفیفهای ویژه نیست. بعضی اوقات وجود
حراجهای واقعی لازم است. با در نظر گرفتن این نکته، شرکتها واسطههایی
را در وبسایتها پیدا میکنند که به مشتریان فرصت طلب خدمات ارائه
میدهند. فقط باید محدودیتهایی را قائل شد. برای مثال میتوان کوپنهای
رمزی با استفاده محدود یا تخفیف ویژه برای کاربران سایت در نظر گرفت. به
این ترتیب شرکت مدیریت بهتری بر میزان فروش محصولات در حراجهای واقعی
دارد. شرکت کامپیوتری دل (Dell) مرتبا کوپنهایی با استفاده زمانی محدود
در سایت داد و ستد توزیع میکند.
3. فرار از تله کالا
هنگامی که
فروشندگان، محصولات را با ویژگی یا خدمات خاصی به بازار عرضه میکنند باعث
میشود خریدار به مجموعه کالا بیشتر از قیمت کالا اهمیت بدهد که این موجب
کاهش شفافیت قیمت میشود. تشخیص قیمت واحد کالایی که در بستهبندی یا
مجموعهای قرار میگیرد برای مشتری سخت است. چنین روشهایی مصرفکنندگان را
از بازار قیمتگرا دور نگه میدارند. رابطه خریدار اتومبیل با فروشندهای
که مسوول تعمیر و نگهداری نیز هست از چنین نمونههایی میباشد.
4. کنترل شبکه فروش
گاهی
خرده فروشان بدون در نظر گرفتن عقیده و تایید تولیدکنندگان اقدام به حراج
میکنند. هر اندازه شرکتی نظارت بیشتری روی شبکه فروش داشته باشد، کمتر در
معرض چنین خطراتی قرار میگیرد. برای مثال شرکت بوس(Bose) واقع در
فرامینگام ماساچوست (Framingham, Mass) که تولیدکننده گرانترین محصولات
صوتی است، میگوید: «شرکت سیاست خاصی برای اعلام حداقل قیمت برخی محصولات
به توزیعکنندگان دارد.» به گفته سخنگوی بوس، شرکت با فروشندهای که موفق
نشده محصولی را با قیمت اعلام شده بفروشد معامله نمیکند.
5. تحریم مشتریانی که مانع کسب درآمد میشوند
شرکتها
میتوانند مشتریانی را که مرتبا از سیاست تعویض سوءاستفاده میکنند و
کمترین سود را برای شرکت دارند طبق سابقه خرید شناسایی کنند. و اما یک
سوءاستفاده رایج: مشتری پس از خرید و استفاده از کالا و همزمان با آغاز
فروش فوقالعاده در صورتیکه هنوز از موعد تعویض نگذشته باشد، همان کالا را
ارزانتر میخرد، اما با رسید اولی پس میدهد. فروشگاهها میتوانند به
کمک آدرس تحویل یا شماره کارت اعتباری از خرید مجدد مشتریانی که مرتبا در
حال خرید و تعویض هستند، جلوگیری کنند.
6. پاکیزه کردن بازار
اغلب
تولیدکنندگان محصولاتی چون تجهیزات ورزشی یا پوشاک پس از اجرای جدول زمان
بندی شده یا عمر مفید کالا با موجودی مازادی روبهرو هستند، البته چنین
کالاهایی اغلب از طریق کانالهای ثانویه و با ارائه تخفیفهای ویژه کاملا
به فروش میرسند. چنین تخفیفهایی به ضرر تولیدکنندگان است و موجب کاهش
فروش مدلهای مشابه و جدید میشود.
بسیاری از خرده فروشان کالاهای اضافی
را در فروشگاههای دورتر به فروش میرسانند. اما در محیط شبکه چنین فضایی
وجود خارجی ندارد، بنابراین هنگامی که خرده فروشان شبکهای، شاهد افزایش
تخفیف پایان فصل توسط فروشندگان مستقل هستند، شروع به خرید مجدد کالاها
میکنند. خرید مجدد اجناس قدیمی از فروشندگان مستقل چه به منظور خراب کردن
یا فرستادن به کشورهای خارجی باشد به حفظ قیمتها کمک میکند.
7. ارائه تخفیف از طریق واسطههایی که نام تجاری را پنهان میکنند
اگر
شرکت هتلداری بینالمللی مریت (Marriott) قرار بود خود رزرو هتلها را با
قیمت ارزانتری به اطلاع و فروش کاربران برساند، در اصل باید تدابیر
قیمتگذاری ثابت و کانالهای فروشش را زیر سوال ببرد به همین دلیل شرکتهای
واسطهای همچون Priceline و Hotwire دست به کار میشوند و تنها پس از
بررسی، چانه زدن و موافقت در معامله نام تجاری فروشنده را اعلام میکنند.
در
حالی که آژانسهای مسافرتی از معروفترین کاربران این روش به شمار
میآیند. در صنایع دیگر هم از چنین روشهایی استفاده میشود. برای مثال
خرده فروشان تخفیف آنلاین کانالهای مقتدر فروش محصولات باکیفیتی هستند که
مارکشان برداشته شده یا با مارکهای دیگر جایگزین شده است، بعضی از
تخفیفدهندگان آنلاین اتیکت را بر میدارند و تنها از تولیدکنندگان به
عنوان برندهای معروف نام میبرند.
8. تغییر نحوه جستوجو
فروشندگان و
واسطهها باید به منظور جلوگیری از دسترسی آسان کاربران به زمان فروش
فوقالعاده، تغییراتی را در سایتهای خود ایجاد کنند.
برای مثال،
هنگامی که شرکت Priceline شاهد رزرو بالا و مکرر برخی هتلها در یک زمان
خاص است و کاربران نیز از قیمت مناسب اطلاع پیدا کردهاند از دیگر هتلهای
مجموعه حمایت میکند. یک مقام سخنگو میگوید: شرکت نه تنها کاربران
اینترنتی را از یافتن نرخ مناسب دلسرد نمیکند، بلکه به دیگر هتلها نیز
پیشنهاد تعدیل قیمت میدهد.
یکی از روشها، برای غیرقابل پیشبینی نمودن هتل پیشنهادی، تعیین دوباره مناطقی است که هتلها در آن دستهبندی میشوند.
در
یک مورد به عنوان مثال، Priceline شاهد رزرو تعداد محدودی از هتلها در یک
زمان خاص بود. کاربران سایتهای مناقصه همچون Priceline نمیتوانند
اسامییا نرخ هتلهای ارائه شده را ببینند. اما عدهای روش به دست آوردن
بهترین هتل با کمترین قیمت را پیدا کردهاند و آن یافتن قیمتگذاری هتلهای
به خصوص است.
پیشتر، مسوولان Priceline که شهری را به خوبی میشناختند
و میدانستند احتمال وجود هتل چهار و پنج ستاره در آن بعید است، بهدنبال
هتلها با قیمت ارزان میگشتند که به احتمال زیاد وجود نداشت.
کاربران
این فرصت را داشتند پس از اینکه پارامترهای مورد نظر، طی جستوجویی در
سایت به دست نمیآمد دوباره شانسشان را امتحان کنند. بنابراین با وسیعتر
کردن حیطه جستوجو و بالا بردن قیمت آنقدر به جستوجو ادامه میدادند تا
موفق به پیدا کردن هتل مورد نظر میشدند. دراین مرحله، بر اساس پیشنهاد
مبلغ کم اولیه و با کمک برخی سایتهای مشاور قیمت تقریبی مورد نظر را پیدا
میکردند.
شرکت Priceline حیطه جستوجو در مناطق هتل خیز را به قدری
وسیع میکرد تا انواع هتلها با درجات مختلف را شامل بشود. با این روش
بعید بود که جستوجو بینتیجه بماند و همیشه فرصت دوباره وجود دارد. بدیهی
است که هر چقدر کاربر بیشتر امتحان کند شانس بیشتری برای پیدا کردن قیمت
مناسب خواهد داشت. با وجود تعداد بیشمار هتلها احتمال اینکه در جستوجو
به یک نتیجه یکسان دست پیدا کنیم، ضعیف است.
مترجم: غلامرضا کیامهر
با
این توضیحات باید بگویم که کسب و کار شما چهارستون اصلی به شرح زیر دارد
که هر یک از ستونها باید در نهایت استواری و استحکام ساخته شود.
![]() |
1 - مدیریت- شما در مقام مدیریت یک کسب و کار باید از ویژگیهای شخصی
گوناگونی چون، عزم و اراده، خلاقیت، قوه تخیل بالا، تحرک و جنبوجوش و
مقاومت و پایداری در برابر حوادث و مشکلات برخوردار باشید و چنانچه احساس
میکنید که این ویژگیها به قدر کافی در شما وجود ندارد، باید با تمرین و
ممارست آنها را در خود تقویت کنید چون این ویژگیهای شخصی شالوده، اساس و
پایه هر کسب و کار محسوب میشود.
2 - یاران و همکاران - شما باید همواره
به خاطر داشته باشید که در هر کسب و کار ضمیر «من» جای خود را به ضمیر ما
یعنی همه یاران و همکارانی میدهد که در پیشبرد کارها شریک و سهیم هستند.
بنابراین داشتن روحیه کار گروهی برای هر کارآفرین ازجمله ضروریات بسیار مهم
است. به همین منظور باید به خود بقبولانید که شما افراد را فقط استخدام
نمیکنید بلکه آنها را به استخدام تیم خود درمیآورید تا به اتفاق آنها به
هدف واحدی دست یابید و این میسر نمیشود مگر آن که شما در مقام کاپیتان و
رهبر تیم آنها را از تمام جزئیات مربوط به هدف کسب و کار آگاه سازید تا
اعضای تیم بتوانند به عنوان یکی از ستونهای کسب و کار نقش خود را به خوبی
ایفا کنند.
3 - ساختار و عملیات- ایجاد زیرساختهای محکم و مناسب برای
هر یک از مراحل کسب و کار به نحوی که هر قسمت وظیفه خود را به خوبی انجام
دهد، یکی دیگر از ستونهای کسب و کار شما است. در ایجاد زیرساختها هر چیز
باید در جای مناسب قرار گیرد. از تامین بهنگام منابع گرفته تا شبکه (IT) و
هر زیرساخت دیگری که در دراز مدت موفقیت کسب و کار شما را تضمین خواهد
کرد.
4 - طرح و برنامه- داشتن طرح و برنامه مبتنی بر تحقیقات و مطالعات
موجبات استحکام شالوده کسب و کار شما را فراهم میسازد و به شما در انتخاب
مسیر درست حرکت به سوی اهداف مورد نظر کمک میکند. کسب و کاری که فاقد طرح و
برنامه باشد مانند اتومبیلی است که در تاریکی شب با چراغهای خاموش حرکت
میکند و هر لحظه ممکن است در برخورد با یک مانع دچار آسیب شود و از حرکت
بازایستد.
بدون تردید هر کسب و کاری که دارای چنین پایهها و ستونهای
مستحکمی باشد، همیشه چشمها را متوجه خود میسازد و مشتریان زیادی در بازار
برای آن وجود خواهد داشت. اما متاسفانه بعضی از کارآفرینان هستند که
معتقدند، ساختارها و چارتهای عملیاتی و پیریزی کسب و کار سد راه
خلاقیتهای خلقالساعه است که بدون مقدمهچینی به ذهن کارآفرین خطور
میکند. باید از این قبیل کارآفرینان پرسید بدون ساختار و چارت عملیاتی،
کارکنان شرکت چگونه میتوانند اطمینان حاصل کنند که دارند کارها را درست
انجام میدهند و تصمیمات درست اتخاذ میکنند؟ اصلا چه ملاک و معیاری برای
سنجش کم و کیف عملکرد کارکنان وجود خواهد داشت؟ البته من قبول دارم که هر
چه بر تجربه کارکنان افزوده میشود به مرور زمان با فوت و فن کار آشنا
میشوند. اما همه امور یک کسب و کار را نمیتوان بدون برنامهریزی و ساختار
مشخص انجام داد. خلاقیت و ابتکار عمل به جای خود، اما اداره بدون ضابطه و
بیحساب و کتاب کسب و کار روش عاقلانهای به نظر نمیرسد. بنابراین شما در
عین حال که باید راه را برای بروز استعدادها و خلاقیتهای کارکنان
بازبگذارید و زمینه شکوفایی آنها را فراهم سازید، نباید از ایجاد ساختار و
طرحهای عملیاتی برای کسب و کار خود غفلت بورزید.
ماموریت پنجم:
شروع عملیات بازاریابی و فروش
بسیار
خوب حالا فرض میکنیم که شما یک طرح عملیاتی استراتژیک به منظور دستیابی
به اهداف چشماندازهای مورد نیاز را تهیه کرده و در این طرح کلیه اسباب و
لوازم کار به دقت لحاظ شده است. شما در تهیه طرح عملیاتی خود حتی
تامینکنندگان کالا و مشتریان مفروض را هم مدنظر قرار دادهاید. البته در
شروع هر کسب و کاری، بازاریابی به منظور برانگیختن توجه مشتریان بالقوه از
اولویت برخوردار است و برای متقاعد ساختن مشتریان نیز باید تیم فروش
کارآمد و پرتحرکی را سازماندهی کرده باشید. چون فروش یک امر فرآیندی است و
به یک باره اتفاق نمیافتد. متاسفانه دیده شده که برخی از کارآفرینان تازه
کار به قول معروف در دقیقه 90 به فکر موضوع بسیار مهم بازاریابی و فروش
میافتند. همین امر باعث میشود که آنها در همان مراحل اولیه شروع کسب و
کار طعم تلخ ضرر و زیان را تجربه کنند.
پس برای مصون ماندن از تکرار
چنین تجربه تلخی، پیشاپیش تمام تمهیدات لازم مورد نیاز بازاریابی و فروش را
انجام دهید و از افراد تیم فروش خود بخواهید که تمام توجه وهم و غم خود را
روی فروش متمرکز کنند. اگر هم قصد فروش اینترنتی دارید مقدمات انجام کار
را از قبل آماده سازید.
در واقع بازاریابی و فروش دوروی یک سکه است و
شما باید به طور همزمان برای این دو حوزه برنامهریزی کنید. خوشبختانه
امروز امکانات، ابزارها و راه و روشهای بسیار زیادی برای بازاریابی و
معرفی یک محصول به بازار مصرف وجود دارد. اما موفقیت شما در امر بازاریابی
مشروط بر آن است که به طور درست و سنجیده و در چارچوب یک طرح عالمانه و
کارشناسی از این امکانات بازاریابی استفاده کنید. یعنی میان محصول و
رویکردهای بازاریابی شما باید تناسب و سنخیت وجود داشته باشد و صرفا با
تقلید از روشهای بازاریابی دیگران اقدام به بازاریابی نکنید. البته همان
طور که در فصول آغازین این کتاب توضیح دادهام، داشتن شبکههای ارتباطی یکی
از ابزارهای بسیار مهم برای بازاریابی و فروش محصول است. علاوه بر آن در
کار بازاریابی و فروش نیز شما به شدت به قوه تخیل خود به منظور ایجاد توفان
فکری در خود و در میان تیم همکارانتان نیاز خواهید داشت.